جراحی زیبایی یا پلاستیک از جمله شاخه های نوظهور در حیطه پزشکی بوده که به دنبال پیشرفت علم جراحی با استقبال عامه مخصوصاً در قرن اخیر، رشد فزاینده ای داشته است. نظر به ویژگی های خاص این قسم از عملیات پزشکی، چالش هایی اخلاقی ، حقوقی و فقهی پیرامون مبنای تجویز انجام جراحی های پلاستیک در نظام های مختلف مطرح گردیده است.به طور کلی عملیات جراحی پلاستیک را به جهت اهداف و اغراض در سه دسته میتوان جای داد: 1. جراحی ترمیمی کارکردی؛ که برای رفع نقص عملکرد عضو مربوطه صورت پذیرفته و واجد ضرورت حیاتی است. 2. جراحی ترمیمی شکلی؛ که صرفا جهت اصلاح و زیباسازی عضوی از بدن که صورتی غیرطبیعی دارد، صورت پذیرفته و دارای یک ضرورت عینی است .3. جراحی زیبایی محض؛ که در آن فردی طبیعی جهت ارتقای زیبایی، تن خویش به تیغ جراحان می سپارد
از آنجایی که برای اشخاص مؤمن و دیندار نسبت به شرعی بودن موضوع و حکم تکلیفی آن سوالاتی مطرح میشود، لازم و ضروری است نظر فقه اسلامی نسبت به مشروعیت این مسأله دانسته شود. فقهای اسلامی در این خصوص اختلاف نظر دارند؛ برخی قائل به جواز این کار بوده، برخی قائل به غیر مشروع بودن این عمل و برخی قائل به تفصیل در عمل زیبایی و پلاستیک هستند.
نویسنده در نظر دارد در یک تحقیق علمی زوایای فقهی مسأله جراحی زیبایی و پلاستیک را از منظر فقه اسلامی به شیوه توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار داده و به سوالات مطرح شده پاسخ دهد.